سرانجام توانستم وارد بلاگ شوم. سالهاست که ننوشته ام. دیروز با دوستی همدرد صحبت میکردم یاد این افتادم که گاهی اینجا امن ترین مکان برای نوشتن و گریستن من بود. شاید اکنون نیز باشد. 

شعر شاملو مرا به آن روزها  و به اینجا کشاند...

چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری...

چه بی تابانه تو را طلب میکنم بر پشت سمندی نو زین که قرارش نیست ...