روز جهانی زن
به تمامی زنان کشورم افتخار میکنم. به استقامتشان، امیدشان و به مبازرات پنهان و آشکارشان میبالم.
به زنان ممکلتم از بالاترین تا پایین ترین که حضورش در خاطر کسی نقش نمی بندد افتخار میکنم که تاریخ را میسازند بدون آنکه خونی بریزند.
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم با خودم گفتم: " امروز 8 مارس است. روز جهانی زن". اگرچه در کشورم ممکن است که کسی آنرا با صدای بلند فریاد نکند. اما زنان ما میدانند... امروز صبح وقتی به زنان کشورم فکر کردم دنیایی ازاین عبارات از ذهنم گذشت. و به یاد آوردم که چگونه همیشه احترام ناگفته ای برایشان قائل بودم. زمانی که در دهات بلوچستان با آنان هم سخن میشدم و چه زمانی که در ترکمن صحرا با هم همکلام میشدیم و شیر و چای مینوشیدیم یا در آذربایجان در کوهپایه های مرزی ایران و ترکیه داستانهای آنان را ضبط میکردم و با همه اشان عکس میگرفتم و هنوز هم از پس همه آن سالها دوستشان دارم و دلم برایشان تنگ میشود. به همه اشان افتحار میکنم و به پاس این همه بزگواری اشان اینرا برایشان نوشتم* که بخش بسیار ناچیزی است از آنچه آنان هستند. دلم به درد میاید وقتی که میبینم کسی از همان دیار فقط "غم نامه" آنها را در این دیار (غرب) منعکس میکند...
آهای خواهران من در آن سوی آبها ، هر کجا که هستید دوستتان دارم و به شما افتخار میکنم... سرفرازی شما را آرزومندم.
متاسفانه نتوانستم عکس بگذارم. من تز فوق لیسانسم را در اینجا بر مبنای پیشرفتهای زنان ایران پس از انقلاب نوشتم. عکس ، تصویر جلد پایان نامه ام بود.
مینویسم برای خودم ، برای آنهایی که دوستشان دارم... اینها تنها بخش کوچکی از تفکرات و مشاهدات من هستند... نمی خواهم با این نوشته ها دنیا را تکان بدهم، پس انتظار قضاوت یا انتقاد هم ندارم که چرا ساده مینویسم.